بانکها و مؤسسات مالی بزرگ بیش از یک دهه فرصت داشتند تا از زیرساختهای ارز دیجیتال برای تسویهحسابهای بینالمللی استفاده کنند، اما این فرصت را از دست دادند. تنها چند پروژه محدود مانند اونیکس جیپیمورگان (JPMorgan) که اکنون با نام کینکسیس (Kinexys) فعالیت میکند، نشان داد که این فناوری قابل اجراست.
فهرست مطالب

شکست بانکهای بزرگ در استفاده از فناوری بلاک چین
این تأخیرها هزینههای سنگینی بر اقتصاد جهانی تحمیل کرده است. سیستمهای سنتی با کندی در تسویهحسابها، محدودیتهای زمانی و فرآیندهای پیچیده ارزهای خارجی مواجه هستند. برای مثال در برزیل، پرداختهای بینالمللی اغلب از طریق شعب بانکی کارائیب انجام میشود که هزینه و زمان معاملات را افزایش میدهد.
وقتی از «شکست» صحبت میشود، منظور شکست فنی نیست؛ فناوری بلاک چین در پروژههایی مانند اونیکس جیپیمورگان کارایی خود را نشان داده است. شکست در مقیاس است: همان زیرساختی که میتوانست سالها پیش بخشی از مسیر پرداختهای بینالمللی شود، هنوز در حاشیه سیستم مالی قرار دارد و بخش عمده تسویهحسابهای جهانی همچنان با روشهای قدیمی انجام میشود.
یک دهه فرصت که از دست رفت
بیش از یک دهه زمان برای آزمایش، یادگیری و گسترش این فناوری وجود داشت. با این حال، نمونههای عملی محدود ماندهاند و بیشتر بانکها ترجیح دادهاند ساختار فعلی خود را حفظ کنند. در نتیجه، پرسش امروز دیگر «آیا بلاک چین کار میکند؟» نیست؛ پرسش این است که چرا با وجود اثبات امکان اجرا، استفاده گسترده از آن در تسویهحسابهای بینالمللی محقق نشده است.
تفاوت فناوری بلاک چین با سیستمهای سنتی
در سیستمهای مالی سنتی، تسویهحسابها روزها طول میکشد، در حالی که در دنیای ارزهای دیجیتال این فرآیند در عرض چند ثانیه انجام میشود. همچنین در بازارهای سنتی، سرمایهگذاران برای نقدینگی باید سالها منتظر بمانند، اما در حوزه ارزهای دیجیتال، داراییها به سرعت قابل معامله هستند.
این تفاوت فقط سرعت نیست؛ مسئله در دسترس بودن سرمایه است. وقتی پول برای روزها در مسیر تسویهحساب گیر میکند، بخشی از نقدینگی عملاً قفل میشود. در مقابل، تسویهحساب چندثانیهای میتواند همان سرمایه را در چرخهای سریعتر قرار دهد و تعداد دفعات استفاده از آن را افزایش دهد.
تأثیر منفی بر اقتصادهای در حال توسعه
کشورهایی مانند برزیل بیشترین آسیب را از این ناکارآمدیها میبینند. محدودیتهای ارزی و نیاز به استفاده از دلار آمریکا به عنوان واسطه، هزینههای اضافی و تأخیرهای بیشتری ایجاد میکند. در حالی که فناوری بلاک چین میتواند این مشکلات را حل کند، بانکها هنوز به سیستمهای قدیمی پایبند هستند.
برای اقتصادهای در حال توسعه، هر لایه واسطه یعنی هزینه بیشتر و زمان طولانیتر. وقتی پرداخت بینالمللی از مسیرهای غیرمستقیم عبور میکند، کسبوکارها و شهروندان هزینه آن را میپردازند. فناوریای که میتواند این مسیر را کوتاه کند، در عمل بهطور گسترده در اختیار آنها قرار نگرفته است.
درس این تجربه چیست؟
تجربه یک دهه گذشته نشان میدهد که اثبات فنی یک فناوری برای تغییر زیرساخت مالی کافی نیست. پذیرش گسترده به هماهنگی میان نهادها، تغییر فرآیندهای عملیاتی و آمادگی برای کنار گذاشتن روشهای قدیمی نیاز دارد. تا زمانی که این هماهنگی شکل نگیرد، فاصله میان آنچه بلاک چین میتواند انجام دهد و آنچه در عمل انجام میشود، باقی میماند.
بیشتر بخوانید: اعتراض انجمن بانکداری آمریکا به درخواست مجوز بانکی کوینبیس
برای آشنایی با مفاهیم پایه میتوانید صفحه Blockchain را در ویکیپدیا ببینید.
پرسشهای متداول
چرا از شکست بانکهای بزرگ در استفاده از بلاک چین صحبت میشود؟
زیرا بانکها بیش از یک دهه فرصت داشتند از زیرساخت ارز دیجیتال برای تسویهحسابهای بینالمللی استفاده کنند، اما جز چند پروژه محدود مانند اونیکس جیپیمورگان که اکنون کینکسیس نام دارد، استفاده گستردهای محقق نشد.
سیستمهای سنتی چه مشکلاتی دارند؟
این سیستمها با کندی در تسویهحسابها، محدودیتهای زمانی و فرآیندهای پیچیده ارزهای خارجی مواجه هستند. در مقایسه، تسویهحساب در دنیای ارزهای دیجیتال در عرض چند ثانیه انجام میشود.
چرا اقتصادهای در حال توسعه بیشتر آسیب میبینند؟
محدودیتهای ارزی و نیاز به استفاده از دلار آمریکا به عنوان واسطه، هزینهها و تأخیرهای بیشتری ایجاد میکند. نمونه آن برزیل است که پرداختهای بینالمللیاش اغلب از طریق شعب بانکی کارائیب انجام میشود.
آیا فناوری بلاک چین برای بانکها قابل اجرا است؟
بله؛ پروژه اونیکس جیپیمورگان که امروز با نام کینکسیس فعالیت میکند نشان داد این فناوری قابل اجراست. مشکل اصلی، گسترش نیافتن آن در مقیاس کلان است.
جمعبندی
بانکهای بزرگ یک دهه فرصت را برای بازسازی تسویهحسابهای بینالمللی بر پایه بلاک چین از دست دادند و هزینه این تأخیر بر اقتصاد جهانی، بهویژه اقتصادهای در حال توسعه، سنگین بوده است. نمونه کینکسیس نشان میدهد فناوری آماده است؛ آنچه باقی مانده، تصمیم برای تغییر فرآیندهای قدیمی است.

